بازی مادر و کودک یعنی چند دقیقه که گوشی کنار است، همقد بچه نشستهاید و هر چیزی را که او شروع میکند، جواب میدهید. لازم نیست طولانی باشد، وسیلهی خاصی بخواهد یا شما حوصلهی یک ساعت نقشبازی داشته باشید. همین دقیقههای کوتاه و رودررو، اگر بیشتر روزها تکرار شوند، از هر اسباببازی گرانی بیشتر به کار بچه میآیند.
چرا چند دقیقهی رودررو اینقدر اثر دارد
مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد به این رفتوبرگشتها میگوید «serve and return»؛ چیزی شبیه پاسکاری. بچه توپ را میفرستد: نگاه میکند، اشاره میکند، صدایی درمیآورد یا دستوپا میزند. شما توپ را برمیگردانید: لبخند میزنید، اسم چیزی را که دیده میگویید، یا همان کار را با او تکرار میکنید.
به گفتهی همین مرکز، این تبادلهای پاسخگو و رفتوبرگشتی میان کودک و بزرگترِ مراقبش در شکلگرفتن ساختار مغز سهم دارند و برای رشد مهارتهای ارتباطی و اجتماعی ضروریاند. خبر خوب این است که لازم نیست کار پیچیدهای بکنید. در راهنمای همین مرکز آمده که ساختن مغز بچه میتواند به سادگی یک دالّیموشه باشد.
یک مثال واقعی: بچهی دهماهه به گربهی پشت پنجره اشاره میکند و میگوید «اَ!». شما نگاه میکنید و میگویید «گربهست! داره راه میره.» بعد چند ثانیه صبر میکنید تا ببینید باز چه میگوید. همین یک دور کامل بود. بازی جایی است که این پاسکاریها پشتسرهم و با خنده اتفاق میافتند.
چیزی که از بازی با شما میگیرد و از گوشی نمیگیرد
آکادمی اطفال آمریکا (AAP) در صفحهی خانوادههایش صریح میگوید آنچه بچه را غنی میکند حضور و توجه پدر و مادر است، نه وسایل الکترونیکی پرزرقوبرق. همانجا توضیح میدهد که شادی مشترک و تعامل یکبهیکِ وسط بازی، رابطهای امن و پرمهر میسازد و به بچه کمک میکند با فشارها کنار بیاید.
یک کارتون، هر قدر هم خوب، منتظر جواب بچهی شما نمیماند. نمیبیند که الان خسته شده یا دارد برای اولین بار کلمهای را امتحان میکند. شما میبینید. این حرف برای سرزنش کسی نیست؛ روزهایی هست که کارتون کمک میکند غذا را بار بگذارید. حرف فقط این است که جای آن چند دقیقهی رودررو را چیز دیگری پر نمیکند.
همان صفحه یادآوری میکند که وسایل ساده و ارزان، مثل ظرف خالی، قاشق چوبی و مکعب، از بهترین ابزارهای بازیاند. پس لازم نیست برای شروع چیزی بخرید.
برای روزهایی که انرژی ندارید
AAP در صفحهی دیگری بیتعارف میگوید بازی با بچه وقت و انرژی زیادی میگیرد. راهنمای هاروارد هم میپذیرد که نمیشود تمام روز را اینطور گذراند و پیشنهاد میکند دنبال فرصتهای کوچک در طول روز باشید، مثل وقت لباس پوشاندن یا ایستادن در صف. چند راه که کمترین انرژی را میخواهند:
- دنبال بچه بروید، نه جلوتر از او. لازم نیست بازی را شما طراحی کنید. ببینید حواسش به چیست و همان را ادامه دهید. AAP میگوید وقتی میگذارید بچه فعالیت را هدایت کند، پنجرهای به دنیای او باز میشود.
- صبر کنید. بعد از هر جواب، چند ثانیه ساکت بمانید. طبق راهنمای هاروارد، صبرکردن به بچه وقت میدهد ایدهی خودش را بسازد و به اعتمادبهنفس و استقلالش کمک میکند. برای شما هم یعنی حرف کمتر.
- بدن خودتان وسیلهی بازی است. خیلی از بازیهای خوب فقط دست و پا و صدای شما را لازم دارند. فهرستشان در صفحهی بازیهای بدون وسیله هست.
- کار روزمره را بازی کنید. سبزیای که باید شسته شود یا لباسی که باید پوشیده شود، بهانهی خوبی برای چند دقیقه کنار هم بودن است.
- وقتی او تمام کرد، تمام کنید. بچهها نشان میدهند که بس است: اسباببازی را ول میکنند، رو برمیگردانند یا نق میزنند. لازم نیست بازی را به زور به پایان «درست» برسانید.
بازیهایی که با هر سنی میشود شروع کرد
هر کدام از این بازیها صفحهی مصور مرحلهبهمرحله دارد. اینجا فقط میگوییم چرا برای شروع مناسباند.
۶ تا ۱۲ ماهگی
این انگشت کوچولو برای ۶ تا ۱۰ ماهگی است و پنج دقیقه طول میکشد، بدون هیچ وسیلهای. یک شعر کوتاه انگشتشمار میخوانید و با هر جمله یکی از انگشتهای پایش را آرام لمس میکنید؛ آخرش قلقلک. اگر خندهاش به گریه یا برگرداندن سر رسید، یعنی خسته شده و وقت تمامکردن است.
تونل پای مامان برای ۹ تا ۱۲ ماهگی، یعنی وقتی بچه چهاردستوپا راه میرود. پاهایتان را باز میکنید تا تونل بسازند، بچه از زیرش میخزد و وسط راه پاها را آرام به هم نزدیک میکنید و میگویید «گرفتمت!». بازی تعقیبوگریز است و کاملاً رودررو.
نکتهی ایمنی
در «تونل پای مامان» فشار پاها فقط نمایشی و خیلی ملایم باشد و زمین نرم باشد. اگر بچه بهجای خنده ترسید یا ناراحت شد، همان لحظه بازی را متوقف کنید.
جعبهی جادویی ناپدیدشدن توپ برای ۸ تا ۱۲ ماه است: یک جعبهی کفش با سوراخ گرد روی درش و یک توپ. یکبار جلوی چشمش توپ را در سوراخ میاندازید و بعد نوبت اوست. کار اصلی شما اینجا همان صبرکردن است؛ زیاد تشویق نکنید تا خودش کشف کند توپ کجا رفت.
نکتهی ایمنی
قطر توپ دستکم ۴.۵ سانتیمتر باشد، جعبه لبهی تیز یا منگنه نداشته باشد و بچه را با جعبه تنها نگذارید، چون ممکن است مقوا را پاره کند و تکههای کوچکش به دهانش برسد.
۱ تا ۲ سالگی
دستیار شستوشوی سبزی برای ۱۴ تا ۲۴ ماهگی است و نشان میدهد بازی مادر و کودک لازم نیست جدا از کارهای روزانه باشد. کاسهای با چند سانتیمتر آب و چند خیار و هویج جلویش میگذارید و یکبار نشانش میدهید چطور سبزی را در آب بچرخاند و با دست بمالد. از اینجا پاسکاری شروع میشود: هویج خیس را بالا میگیرد و نشانتان میدهد. شما میگویید «هویج! چه براق شد!» و منتظر میمانید. شاید دوباره فرویش ببرد توی آب، شاید سراغ خیار برود؛ هر کاری کرد، با یکی دو کلمه جواب بدهید: «حالا خیار. شلپ!». کار اصلی دست خود اوست و شما فقط کنارش هستید، نگاه میکنید و اسم چیزها را میگویید. بازیهای دیگری از همین جنس در بازیهای کنار مادر در آشپزخانه جمع شدهاند.
نکتهی ایمنی
آب فقط چند سانتیمتر باشد و در تمام مدت کنار بچه بمانید. خردکردن سبزی کار شماست و چاقو هیچوقت در دسترس او نباشد. اگر روی صندلی غذا نشسته، کمربندش را ببندید.
۲ تا ۳ سالگی
دنبال کن، دنبال کن برای ۲۴ تا ۳۶ ماهگی است و هیچ وسیلهای نمیخواهد. یک حرکت ساده انتخاب میکنید، مثل دستزدن یا چرخیدن، و آهنگین میخوانید «دنبال، دنبال، دنبالِ…» و اسم بچه را میگویید. او تقلید میکند. بعد جایتان عوض میشود: او حرکت را انتخاب میکند و شما تقلید میکنید. بچهی دوسالهای که بیشتر روز باید دنبال برنامهی بزرگترها برود، از اینکه این بار رهبر باشد کیف میکند.
۴ تا ۶ سالگی
قصهی زنجیرهای برای ۴ تا ۶ سال است. شما یک جمله میگویید، مثلاً «یه روز یه اژدهای کوچولو تو باغچه پیدا شد…»، و بچه جملهی بعدی را اضافه میکند. نوبتی ادامه میدهید تا قصه تمام شود. در ماشین، توی صف یا قبل خواب هم جواب میدهد و فقط صدای شما را لازم دارد.
اگر دو بچه دارید، تیم بچهها علیه بابامامان را امتحان کنید. این بازی برای ۲ تا ۶ سال است: بچهها یک تیم میشوند و شما و همسرتان تیم مقابل، و هر تیم سعی میکند جورابها و اسباببازیهای نرم پخششده را زودتر در سبد خودش جمع کند. بزرگتر به کوچکتر کمک میکند و بهجای رقابت با هم، برای هم تشویق میکنند. فقط وسایل نرم و سبک به کار ببرید و وسط اتاق را از موانع خالی کنید تا کسی لیز نخورد. بازیهای بیشتر برای این سن در بازی با کودک ۴ ساله هست.
وقتی فقط پنج دقیقه دارید
بیشتر این بازیها نسخهی کوتاهتر هم دارند:
- موقع عوضکردن لباس یا پوشک نوزاد: «این انگشت کوچولو» را فقط با شعر و یک قلقلک آخر بخوانید، بدون لمس تکتک انگشتها.
- وسط آشپزی: یک سبزی و یک کاسهی خالی از آب بدهید دست بچهی نوپا تا با دست خشک لمسش کند و شما اسمش را بگویید.
- دو دقیقه قبل از بیرونرفتن: «دنبال کن، دنبال کن» را با فقط یک حرکت ساده و آهسته بازی کنید.
- توی صف یا ماشین: «قصهی زنجیرهای» را با یک کلمه برای هر نفر، بهجای یک جمله، پیش ببرید.
و اگر حتی این هم نشد، همان پاسکاری ساده کافی است: ببینید بچه به چه نگاه میکند، اسمش را بگویید و منتظر جوابش بمانید.
روزهایی که هیچکدام از اینها نشد هم پیش میآیند و اشکالی ندارد. چیزی که برای بچه جمع میشود، تکرار این لحظهها در روزها و هفتههاست، نه یک روز بینقص. هر وقت خواستید بازی تازهای متناسب با سن دقیق بچهتان پیدا کنید، کتابخانهی بازیها را ببینید.






