حافظهی بچهی زیر شش سال بیشتر در بازیهایی تمرین میشود که از او میخواهند چیزی را چند لحظه در ذهن نگه دارد: اسباببازیای که زیر لیوان رفت، جملهای که باید عین شما تکرار کند، قانونی که وسط بازی نباید یادش برود. این بازیها اپ و فلشکارت نمیخواهند؛ خود شما را میخواهند و روزی چند دقیقه.
در ادامه، بازیها بر اساس نوع حافظه و سن بچه چیده شدهاند. از هر بخش یکی را که به سن بچهتان میخورد انتخاب کنید و چند روز تکرارش کنید.
چرا بازی با شما، نه با اپ
سایت HealthyChildren، وابسته به آکادمی اطفال آمریکا، مینویسد تعامل و بازی رودررو برای یادگیری بچهها خیلی بهتر از رسانهی دیجیتال است، و آنچه بچه را غنی میکند حضور و توجه پدر و مادر است، نه وسیلهی الکترونیکی گران. همانجا آمده که وسایل ساده و ارزان از بهترین راهها برای پرورش خلاقیت بچه و فهم او از دنیاست.
وقتی کلمهی «حافظه» را برای این سن به کار میبریم، بیشتر منظورمان چیزی است که به آن «حافظهی کاری» میگویند: نگه داشتن چیزی در ذهن و استفاده از آن در همان لحظه. بچهای که میشنود «کفش و جورابتو بیار» و تا اتاقش هر دو را یادش میماند، دارد همین را تمرین میکند.
حافظهی دیداری: «کجا رفت؟» (۷ ماهگی تا ۲ سالگی)
مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد در راهنمای بازی برای بچههای ۶ تا ۱۸ ماهه، بازیهای پنهان کردن را راهی عالی برای به چالش کشیدن حافظهی کاری میداند. پیشنهادش این است: اسباببازی را زیر پارچه پنهان کنید؛ وقتی بچه سریع پیدایش کرد، جلوی چشمش جایش را عوض کنید. بچه باید یادش بماند چه چیزی کجا بود و جابهجایی را در ذهنش دنبال کند، و هر جابهجایی بیشتر، بازی را سختتر میکند.
رتل زیر پارچه (۷ تا ۱۲ ماهگی): جغجغهی محبوبش را نشانش بدهید و جلوی چشمش با یک دستمال نازک بپوشانید. بپرسید «کجا رفت؟» و صبر کنید تا خودش دستمال را بردارد. برای شروع میتوانید فقط نصف جغجغه را بپوشانید؛ بعدها زیر یکی از دو دستمال پنهانش کنید. دستمال کوچک و سبک باشد و هیچوقت صورت بچه را نپوشاند.
لیوان و اسباببازی پنهان (۱۸ تا ۲۴ ماهگی): اسباببازی را جلوی چشمش روی زمین بگذارید، رویش یک لیوان پلاستیکی مات بگذارید و بگویید «کجا رفت؟!». وقتی راحت پیدایش کرد، دو یا سه لیوان بگذارید و زیر یکی پنهانش کنید؛ بعد هم لیوانها را کمی جابهجا کنید. اسباببازی از دهان بچه بزرگتر باشد.
کجاست؟ بیارش برام (۱۲ تا ۲۴ ماهگی): اسم وسیلهای را که جلوی چشمش است بگویید: «کفشتو بیار». کمکم سراغ چیزهایی بروید که در دید نیست ولی جایش را میداند: «عروسک خرسیتو پیدا میکنی؟». وقتی راحت شد، دو چیز پشت سر هم بخواهید. وسیلهها جایی باشند که بچه برای برداشتنشان از جایی بالا نرود.
بازیهای دیگری که ذهن بچه را درگیر میکنند در صفحهی بازیهای شناختی جمع شدهاند.
حافظهی شنیداری: تقلید، شعر و تکرار (۲ تا ۶ سالگی)
راهنمای هاروارد برای بچههای ۱۸ تا ۳۶ ماهه میگوید شعرهای حرکتی از بچه میخواهند به کلمات شعر توجه کند و آنها را در حافظهی کاری نگه دارد تا حرکتش را با آنها هماهنگ کند. بازیهای تقلیدی مثل «دنبال، دنبال» هم به گفتهی همین راهنما آزمون خوبی برای حافظهی کاری، توجه و خودداریاند.
دنبال کن، دنبال کن (۲ تا ۳ سالگی): یک حرکت ساده انتخاب کنید و آهنگین بخوانید: «دنبال، دنبال، دنبالِ علی…»؛ بچه باید دقیقاً همان حرکت را تقلید کند. بعد جایتان را عوض کنید. برای سختتر کردن، دو حرکت پشت سر هم نشان بدهید، مثلاً دست زدن و بعد پریدن، که باید به ترتیب یادش بماند.
پژواک شعر (۴ تا ۶ سالگی): یک جملهی کوتاه و آهنگین بگویید و همزمان حرکتی بکنید: «من میپرم بالا بالا!». بچه باید عین همان جمله و حرکت را برگرداند. کمکم جملهها را بلندتر و ریتم را تندتر کنید. در نسخهی سختتر، دو سه جملهی قبلی را هم به ترتیب تکرار میکند.
چمدان مادربزرگ (۴ تا ۶ سالگی): شما میگویید «تو چمدون مادربزرگ یه سیب گذاشتم». نفر بعد باید همین را تکرار کند و چیزی اضافه کند: «یه سیب و یه کفش گذاشتم». فهرست آنقدر بلند میشود که کسی جا بیندازد و همه با خنده از اول شروع کنند. هاروارد شعرهایی را که تکرار میشوند و هر بار چیزی به بخش قبلی اضافه میکنند، چالش خوبی برای حافظهی کاری بچههای ۳ تا ۵ ساله میداند؛ چمدان مادربزرگ هم همین ساختار را دارد. برای شروع سه چهار چیز کافی است.
حافظهی کاری: ترتیب و قانون را در ذهن نگه داشتن (۲ تا ۶ سالگی)
این بازیها از بچه میخواهند هم یادش بماند و هم با آنچه یادش مانده کاری بکند: ترتیب اتفاقها را بگوید، قصه را ادامه بدهد، یا قانونی را وسط بازی رعایت کند.
کتاب داستان عکسهای خودمون (۲ تا ۳ سالگی): وقتی با هم کیک میپزید یا پارک میروید، سه عکس بگیرید: اول، وسط، آخر. بعداً عکسها را با هم ببینید و بپرسید «اول چی شد؟ بعدش چی؟». راهنمای هاروارد میگوید وقتی دربارهی اتفاقی که با هم تجربه کردهاید قصه میگویید، بچه باید آن تجربه را در حافظهی کاری نگه دارد تا دربارهی ترتیبش فکر کند. زمان نگاه کردن به گوشی را کوتاه نگه دارید؛ اگر بشود عکسها را چاپ کنید و کتاب کوچکی بسازید.
قصهی زنجیرهای (۴ تا ۶ سالگی): شما قصه را شروع میکنید: «یه روز یه اژدهای کوچولو تو باغچه پیدا شد…». نفر بعد یک جمله اضافه میکند و نوبتبهنوبت جلو میروید تا قصه تمام شود. هاروارد قصهگویی گروهی را اینطور توضیح میدهد: هر کس باید حواسش به بقیه باشد و سهمش را با قصه جور کند، و این توجه، حافظهی کاری و خودداری را به چالش میکشد. برای بچهی کوچکتر، هر نفر فقط یک کلمه بگوید.
کفزدن ممنوع (۴ تا ۶ سالگی): قانون این است: هر الگوی کفزدنی که شما زدید، بچه تکرار میکند، جز یک الگوی «ممنوع»، مثلاً یک کف تنها. الگوی ممنوع را اول چند بار با هم تمرین کنید. هر وقت آن را زدید، بچه باید ساکت و بیحرکت بماند. با الگوهای دوضربهای شروع کنید.
لوتوی وارونه (۴ تا ۶ سالگی): روی یک کاغذ چند جفت تصویر متضاد بکشید: خورشید و ماه، بزرگ و کوچک. قانون این است که وقتی میگویید «روز»، بچه باید روی «شب» علامت بگذارد، نه روی روز. راهنمای هاروارد همین بازی را برای بچههای ۳ تا ۵ ساله آورده: بچه باید جلوی وسوسهی علامت زدن تصویر هممعنی را بگیرد و همزمان قانون بازی را به یاد داشته باشد. اگر برای علامتگذاری دکمه برمیدارید و بچهی کوچکتری در خانه هست، حواستان به دکمهها باشد.
بازیهای بیشتری که قانون و خودداری را تمرین میدهند در صفحهی بازی برای کارکردهای اجرایی هست.
کجای روز جایشان بدهیم
لازم نیست برای این بازیها وقت جداگانه بگذارید. بیشترشان بدون وسیلهاند و در لحظههای معمولی روز جا میشوند:
- وقتی شام درست میکنید: بچهی یکونیم ساله میتواند «کجاست؟ بیارش برام» را بازی کند و دستمال یا لیوان پلاستیکیاش را برایتان بیاورد.
- در ماشین یا مطب دکتر: چمدان مادربزرگ و قصهی زنجیرهای هیچ وسیلهای نمیخواهند. بازیهای دیگر این موقعیت را در بازی در سفر با ماشین ببینید.
- قبل خواب: لوتوی وارونه و قصهی زنجیرهای بازیهای آرامیاند و به آخر شب میخورند.
چقدر طول میکشد تا نتیجه ببینیم
برای این سؤال عدد دقیقی نمیشود داد و بهتر است به وعدههایی مثل «در دو هفته» اعتماد نکنید. نشانهی پیشرفت را در خود بازی میبینید: بچهای که دیروز فقط زیر یک لیوان را پیدا میکرد، امروز سه لیوان جابهجاشده را دنبال میکند؛ فهرست چمدان مادربزرگ از سه چیز به پنج چیز میرسد.
راهنمای هاروارد تأکید میکند که شعرها و بازیهای حرکتی کمکم پیچیدهتر شوند تا با رشد بچه همچنان جذاب و چالشبرانگیز بمانند. برای همین هر بازی در صفحهی خودش یک نسخهی سادهتر و یک نسخهی سختتر دارد: وقتی بازی برای بچه خیلی آسان شد، سراغ نسخهی سختتر بروید، و اگر کلافه شد، یک قدم برگردید.
برای نوزاد، همین راهنما میگوید بازیای را انتخاب کنید که بچه از آن لذت میبرد و بگذارید خودش تعیین کند چقدر ادامه بدهد. این حرف برای بچهی بزرگتر هم درست است: بازی حافظه وقتی به امتحان تبدیل شود، دیگر بازی نیست. چند دقیقهی شاد در روز کافی است.









