اگر بچه‌ی دو یا سه‌ساله‌تان به هر چیزی «نه» می‌گوید، تنها نیستید؛ این یکی از آشناترین بخش‌های این سن است. از حدود یک‌ونیم‌سالگی، «نه» یکی از راه‌هایی است که بچه با آن نشان می‌دهد آدم جداگانه‌ای است و نظر خودش را دارد. کاری که از دست شما برمی‌آید این است که بخشی از کنترل را، در جاهایی که اشکالی ندارد، به او بدهید. انتخاب‌های کوچک و بازی‌هایی که در آن‌ها گاهی بچه فرمان می‌دهد یا شما هم‌تیمی‌اش هستید، می‌توانند کشمکش را کمتر کنند.

«نه» از زندگی‌تان حذف نمی‌شود و قرار هم نیست بشود. اما روزی که چند بار خندیده‌اید و با هم برنده شده‌اید، «نه»ها را راحت‌تر تاب می‌آورید.

«نه» گفتن در این سن یعنی چه

سازمان «زیرو تو تری» (ZERO TO THREE) که روی رشد سه سال اول زندگی کار می‌کند، توضیح می‌دهد که بچه‌ها از حدود ۱۸ ماهگی می‌فهمند از دیگران جدا هستند و می‌توانند روی چیزها کنترل داشته باشند. یکی از راه‌های پرزور امتحان‌کردن این کنترل، مخالفت با پدر و مادر است: شما می‌گویید «این کارو بکن» و او می‌گوید «نه!». همین سازمان جمله‌ی کوتاهی دارد که به خاطر سپردنش آرامش می‌آورد: مخالفت‌کردن، کارِ یک بچه‌ی نوپاست.

به بیان دیگر، وقتی بچه‌ی دوساله سر پوشیدن جوراب قرمز پافشاری می‌کند، دارد نظرش را می‌گوید، از چیزی خوشش می‌آید یا نمی‌آید، و می‌خواهد کاری را خودش انجام دهد. این رفتار علیه شما نیست. اما خسته‌کننده است، و قبول‌کردن این خستگی هم بخشی از ماجراست.

دو ابزار کوچک برای وسط روز

پیش از بازی‌ها، دو کار ساده که زیرو تو تری پیشنهاد می‌کند و در لحظه‌های پرتنش روزمره به کار می‌آیند:

انتخاب بدهید، از میان گزینه‌هایی که برایتان فرقی نمی‌کند. «بلوز آبی رو می‌پوشی یا زرده رو؟»، «اول مسواک بزنیم یا اول قصه بخونیم؟». زیرو تو تری می‌گوید انتخاب‌دادن به بچه فرصت می‌دهد به شکلی مثبت حس کنترل داشته باشد و حتی می‌تواند مخالفت را کمتر کند. در راهنمای دیگرش هم آمده که انتخاب‌های متناسب با سن، مثلاً میان دو لباس یا اینکه با چه بازی کند، به اعتمادبه‌نفس رو به رشدش هم کمک می‌کند.

وقتی انتخابی در کار نیست، سؤال نپرسید. «بریم حموم، باشه؟» از نظر بچه یعنی می‌تواند بگوید نه. به‌جایش بگویید: «وقت حمومه. اردکه با ما بیاد یا ماهیه؟» کار انجام می‌شود و بچه هم چیزی برای انتخاب دارد.

زیرو تو تری شوخی و خیال را هم پیشنهاد می‌کند: شلوار را روی سر خودتان بکشید، ببینید به عروسکش اندازه است یا نه، یا بگویید «بیا مسابقه بدیم ببینیم چقدر زود اسباب‌بازی‌ها برمی‌گردن سر جاشون». بچه‌ای که می‌خندد، معمولاً دیگر در حال جنگیدن نیست.

بازی‌هایی که گاهی فرمان را دست بچه می‌دهند

بازی‌های این بخش را برای وقت‌های آرام نگه دارید، نه وسط دعوا. ارزششان در این است که بچه روزی چند دقیقه تجربه کند رهبر است و شما دنبالش می‌آیید.

قانون جغد: نگاه کن، صبر کن، گوش کن برای ۲ تا ۳ سال (و بزرگ‌تر) است و هیچ وسیله‌ای نمی‌خواهد. وقتی بچه سرگرم بازی است، روبه‌رویش و هم‌قدش بنشینید، ساکت بمانید و با چهره نشان دهید علاقه‌مندید. تا ده ثانیه صبر کنید. اگر چیزی گفت یا اشاره کرد، با ذوق جواب دهید و کارش را توصیف کنید: «بوم‌بوم! داری طبل می‌زنی!». در این چند دقیقه هیچ دستوری در کار نیست؛ شروع‌کننده خود بچه است. اگر سکوت ناراحتش کرد، زودتر جواب بدهید.

چراغ قرمز، چراغ سبز از ۱۸ ماهگی شروع می‌شود و نسخه‌ای برای ۲ تا ۳ سال هم دارد. دو دایره‌ی کاغذی قرمز و سبز درست می‌کنید. سبز یعنی «برو!» و بچه به طرف شما می‌آید؛ قرمز یعنی «وایسا!». در نسخه‌ی ۲ تا ۳ سال، وقتی آن‌قدر نزدیک شد که بتواند بغلتان کند، برنده شده است. بخش مهم‌تر، مرحله‌ی آخر است: بعد از چند دور، تابلو را بدهید دست خودش تا او «راهنما» شود و شما را نگه دارد. بچه‌ای که بارها در روز «صبر کن» می‌شنود، از اینکه این بار خودش مامان را متوقف کند کیف می‌کند.

نکته‌ی ایمنی

مسیر دویدن را از وسایل تیز و لیز خالی کنید و چوب تابلو نوک‌تیز نباشد. اگر بچه هنوز نمی‌تواند یک‌باره بایستد، به‌جای ایستادن کامل بگویید با چراغ قرمز بپرد و بنشیند.

بازی‌هایی که شما و بچه را یک تیم می‌کنند

در خیلی از لحظه‌های روز، شما و بچه دو طرف یک طناب‌کشی هستید. این بازی‌ها برای ۴ تا ۶ ساله‌ها هستند و شما را در یک طرف می‌گذارند؛ برنده و بازنده ندارند و فقط با هماهنگی پیش می‌روند.

در توپ روی مقوا هر کدام یک طرف یک تکه مقوا را می‌گیرید و توپ سبکی وسطش می‌گذارید. بعد آرام‌آرام تا سبدی که ته اتاق است راه می‌روید، بی‌آنکه توپ بیفتد، و آنجا مقوا را کج می‌کنید تا توپ در سبد بیفتد. اگر توپ افتاد، بخندید و از اول شروع کنید. کسی مقصر نیست، چون هیچ‌کس نمی‌تواند تنهایی موفق شود. مسیر را از صندلی و اسباب‌بازی‌های روی زمین خالی کنید.

حلقه دست‌به‌دست دست‌کم سه یا چهار نفر لازم دارد، پس برای وقتی است که همه خانه‌اند. دست همدیگر را می‌گیرید و دایره می‌سازید. یک حلقه‌ی هولاهوپ باید دور تا دور دایره بچرخد، بی‌آنکه کسی دست دیگری را ول کند. هر کس باید با خم‌شدن و تاب‌دادن بدن، حلقه را از تن خودش رد کند و به نفر بعد برساند. اگر خواستید هیجانش بیشتر شود، کل گروه با ساعت مسابقه بدهد، نه با همدیگر. بازی‌های مشابه برای خانه‌هایی که دو بچه دارند در بازی برای دو بچه با سن متفاوت جمع شده است.

بازی‌هایی که «صبر کن» را بدون دستور تمرین می‌کنند

زیرو تو تری می‌گوید بازی‌هایی که نوبت‌گرفتن دارند، مثل غلتاندن توپ برای هم، تمرین خوبی برای صبرکردن و شریک‌شدن‌اند. در این بازی‌ها قانون را بازی می‌گذارد، نه شما، و بچه با خنده همان کاری را تمرین می‌کند که وسط روز سخت‌ترین است: دست نگه‌داشتن.

شیرهای خواب‌آلو برای ۳ تا ۴ سالگی است. هر دو «شیر» هستید و خوابیده‌اید: روی زمین دراز می‌کشید و بی‌حرکت می‌مانید. یکی نقش شکارچی را دارد که دور شیر می‌چرخد، شکلک درمی‌آورد و جوک می‌گوید، اما حق لمس‌کردن ندارد. اگر شیر خندید یا تکان خورد، بیدار شده است. جاها را عوض کنید تا بچه هم شکارچی شود و شما را به خنده بیندازد. آخر بازی درباره‌ی اینکه بی‌حرکت ماندن چقدر سخت بود حرف بزنید. سطحی که رویش دراز می‌کشید نرم و بدون اشیای تیز باشد.

بگو نه، بکن! برای ۴ تا ۶ سال است و هیچ وسیله‌ای نمی‌خواهد. اگر بگویید «این کارو بکن» و حرکتی انجام دهید، بچه تقلید می‌کند. اگر بگویید «اون کارو بکن»، باید کاملاً بی‌حرکت بماند، حتی اگر شما حرکت کنید. سرعت را کم‌کم زیاد کنید. اگر برایش سخت بود، اول فقط قانون «این کارو بکن» را بازی کنید. دور و بر را از وسایل شکستنی خالی کنید، چون حرکت‌ها تند می‌شوند.

بازی‌های بیشتری از این جنس در بازی برای کارکردهای اجرایی هست.

وسط «نه»، چه چیزی کمک می‌کند

بازی برای وقت‌های آرام است. وسط کشمکش، این‌ها بیشتر به کار می‌آیند:

  • آرام ماندن خودتان. زیرو تو تری آن را یکی از مهم‌ترین کارها در لحظه‌هایی می‌داند که بچه به‌هم ریخته است. اگر لازم است، یک نفس عمیق بکشید و چند ثانیه دیرتر جواب بدهید.
  • دو گزینه به‌جای یک دستور. «با پای خودت میای یا کولت کنم؟» هر دو به یک جا می‌رسند.
  • کار را بازی کنید. «ببینیم کی زودتر کفشش رو پیدا می‌کنه!» یا عروسکی که خسته است و می‌خواهد بچه بغلش کند تا بخوابد.
  • جمله‌ی خبری به‌جای سؤال. «وقت رفتنه» به‌جای «بریم دیگه، باشه؟».

آنچه معمولاً اوضاع را سخت‌تر می‌کند: سؤالی که جواب «نه» را ممکن می‌کند وقتی انتخابی در کار نیست، و تبدیل‌شدن هر مخالفت به مسابقه‌ای که یکی باید در آن ببرد. شما لازم نیست همه‌ی دعواها را ببرید. کافی است حد و مرزهای مهم، مثل ایمنی، سر جایش بماند و بقیه‌ی جاها جای انتخاب باشد.

کِی با متخصص صحبت کنیم

«نه» گفتن در این سن طبیعی است. اما زیرو تو تری می‌گوید اگر مخالفت‌کردن بچه جلوی کارهای روزمره‌اش را می‌گیرد، یا روی دوستی‌ها، یادگیری یا رابطه‌ی شما با او اثر منفی گذاشته، بهتر است با یک متخصص رشد کودک مشورت کنید. اگر هم خودتان خیلی خسته یا نگرانید، همین کافی است که با پزشک کودکتان حرف بزنید. کمک‌خواستن یعنی مراقبت از خودتان و بچه، نه نشانه‌ی کم‌آوردن.

«نه»های امروز یعنی بچه‌تان دارد یاد می‌گیرد خودش باشد. کار شما پیدا کردن جاهایی است که این «خود» بتواند بدون جنگ جا باز کند، و چند دقیقه بازی در روز یکی از ساده‌ترین همین جاهاست.